دل نوشته های باران

به یاد سکوت بیست و هفت ساله ات

Posted by: Sara on: 06/11/2008

به شوق خلوتی دگر که روبراه کرده ای

تمام هستی مرا شکنجه گاه کرده ای

محله مان به یمن رفتن تو رو سپید شد

لباس اهل خانه را،ولی سیاه کرده ای

چه روزها که از غمت به شکوه لب گشوده ام

و ناامید گفته ام که اشتباه کرده ای

چه بارها که گفته ام به قاب عکس کهنه ات

دل مرا شکسته ای ،ببین گناه کرده ای

ولی تو باز بی صدا،درون قاب عکس خود

فقط سکوت کرده ای ،مرا نگاه کرده ای

عبدالجبار کاکایی

3 نظر تا "به یاد سکوت بیست و هفت ساله ات"

حق
درود
من به آشیان شما نیامده‌ام!
چون قهرم!
بدرود

به شوق چشمه نوشت چه قطره‌ها که فشاندم
ز لعل باده فروشت چه عشوه‌ها که خريدم
ز غمزه بر دل ريشم چه تير ها که گشادي
ز غصه بر سر کويت چه بارها که کشيدم
حافظ

سلام و درود
وبلاگ صبوری شما را در سایت شقایق دیدم و جسارتا به سراغ شما آمدم.

اي دل! تو در اين ورطه مزن لاف صبوري
واي عقل! تو هم بر سر اين واقعه مگريز (شیخ بهایی)

شاد باشید

يك پاسخ برايش بگذاريد

دو چشم انتظار من، در اختیار گام تو
و دیده باز می کنم به شوق آن سلام تو

 

نوامبر 2008
ش ی د س چ پ ج
« Oct   Jul »
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
2930  

Blog Stats

  • 693 hits