دل نوشته های باران

حتی

Posted by: Sara on: 24/10/2008

دریغ می کنی از من ، نگاه را حتی

و نیز زمزمه گاهگاه را حتی

من و تو ره به ثوابی نمی بریم از هم

چرا مضایقه داری گناه را حتی؟

تو اشتباه بزرگ منی -ببخشایم

بدیده می کشم این اشتباه را حتی

بمن که سبزپرستم چه گفت چشمانت؟

که دوست دارم -بخت سیاه را حتی

بدیدن تو چنان خیره ام که نشناسم

تفاوت است اگر راه و چاه را حتی

اگر چه تشنه بوسیدن توام – ای چشم

بخواه ، می کشم این بوسه خواه را حتی

بیا تلالو شعرم بر آب ها – امشب

تراش می دهد الماس ماه را حتی

محمد علی بهمنی

ا پاسخ تا "حتی"

حق
درود
عزیزم حالا من یه چیزی گفتم جنبه داشته باش.
بهمنی و سپهری و مشیری رو اگر بخوام برمی‌دارم از قفسه و می‌خوانم.
از خودت بنویس، از سروده‌های قشنگ خودت که
«از من هم دریغ می‌کنی حتی!»

يك پاسخ برايش بگذاريد

دو چشم انتظار من، در اختیار گام تو
و دیده باز می کنم به شوق آن سلام تو

 

اکتبر 2008
ش ی د س چ پ ج
« Sep   Nov »
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
25262728293031

Blog Stats

  • 693 hits